على محمدى خراسانى
302
شرح منطق مظفر (فارسى)
2 . اوسط واسطه در ثبوت الاكبر في الاصغر هست ولى خود در خارج معلول وجود اصغر است يعنى اصغر اوسط را به وجود آورده و سپس واسطهء علّت ثبوت الاكبر در اصغر گرديده است . مثال : كلّ انسان حيوان « صغرى » . و كلّ حيوان جسم « كبرى » فكلّ انسان جسم « نتيجه » در اينجا « اوسط » كه حيوان باشد معلول « اصغر » يعنى انسان است و كسى نمىگويد كه فلان چيز چون حيوان است پس انسان هم هست ! خير ممكن است حيوان باشد و انسان نباشد از اعمّ بر اخصّ استدلال نمىشود ( از حيوان بودن بر انسان بودن استدلال نمىشود ) بلكه مىگويند : چون انسان است پس حيوان هم هست كه از اخصّ يا مساوى بر اعمّ يا مساوى ديگر استدلال مىشود پس اوسط معلول اصغر است ولى در عين حال واسطه در ثبوت جسميّت از براى اصغر هم هست ، و كسى نمىگويد : چون جسم است پس حيوان يا انسان هم هست خير از اعمّ بر اخصّ استدلال نمىشود ، بلكه مىگويند : چون انسان است حيوان نيز هست و چون حيوان است جسم نيز هست پس چون انسان است جسم نيز هست . ب : مجموعهء زواياى مثلث ، مساوى با دو زاويهء قائمه ( 90 درجه ) است « صغرى » . هر آنچه مساوى دو قائمه باشد نصف مربع است ( مربع از چهار زاويه قائمه تشكيل شده و 360 درجه است و دو قائمه ، نصف آن يعنى 180 درجه مىباشد ) . « كبرى » پس مجموعه زواياى مثلث ، نصف مربع است . « نتيجه » در اين مثال اوسط ، مساوى دو قائمه بودن ، حكم يا اكبر ، نصف مربع بودن و موضوع يا اصغر ، زواياى مثلث است . حال اوسط ، خود معلول اصغر است يعنى چون مثلث است پس زواياى آن مساوى دو قائمه است و همچنين همين اوسط ، واسطه در ثبوت اكبر يعنى نصف مربع بودن در اصغر ( زوايا المثلث ) هم هست و ما توسّط اين اوسط در خارج ، آن اكبر را در اين اصغر ثابت كردهايم . 3 . اوسط واسطه در ثبوت اكبر در اصغر است ولى نه معلول اصغر است و نه معلول